سلامت شنوایی یکی از شاخصهای حیاتی عملکرد مغز و سیستم عصبی است. وقتی اختلال شنیداری رخ میدهد، نه تنها توانایی درک صدا کاهش مییابد، بلکه اثرات گستردهای بر زندگی اجتماعی، روانی و جسمی فرد ایجاد میکند. مطالعات علمی نشان میدهند که ارتباط بین اختلال شنیداری و مرگ، بهویژه در افراد مسن، از طریق مکانیسمهای پیچیده عصبی و فیزیولوژیکی قابل توضیح است. این رابطه نه مستقیم و ساده، بلکه شامل عوامل متعدد محیطی، رفتاری و جسمی است.
اختلال شنیداری باعث انزوا و کاهش تعامل اجتماعی میشود. افراد با کمشنوایی اغلب در جمعها کمتر شرکت میکنند و از گفتوگوهای روزمره فاصله میگیرند. انزوا اجتماعی یک عامل شناختهشده برای مشکلات قلبی، افسردگی و کاهش کیفیت زندگی است. پژوهشها نشان دادهاند که تنهایی مزمن و کاهش تعامل اجتماعی میتواند به افزایش مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی و عروقی و اختلالات روانی منجر شود. بنابراین اختلال شنیداری به صورت غیرمستقیم با افزایش ریسک مرگ مرتبط است.
اثر دیگر اختلال شنیداری، فشار شناختی است. مغز برای جبران کمشنوایی باید منابع بیشتری برای درک گفتار و صدا اختصاص دهد. این فشار مداوم شناختی باعث خستگی ذهنی، کاهش تمرکز و افزایش استرس میشود. استرس مزمن یک عامل شناختهشده در افزایش ریسک بیماریهای قلبی، فشار خون بالا و اختلالات متابولیک است. از این منظر، اختلال شنیداری میتواند با مکانیسمهای فیزیولوژیکی به افزایش احتمال مرگ کمک کند.
اختلال شنیداری همچنین با کاهش فعالیت بدنی و اختلال در تعادل همراه است. کمشنوایی میتواند باعث اختلال در تشخیص محیط و کاهش اعتماد به حرکت شود. افراد ممکن است فعالیتهای روزمره خود را محدود کنند و به دنبال آن قدرت عضلانی و سلامت قلبی-عروقی کاهش یابد. کاهش فعالیت جسمی، یکی از عوامل اصلی مرگ زودرس است، بنابراین ارتباط بین اختلال شنیداری و مرگ از این مسیر نیز قابل مشاهده است.
از سوی دیگر، اختلال شنیداری اغلب با دیگر بیماریهای مزمن همزمان است. بیماریهایی مانند فشار خون بالا، دیابت و اختلالات قلبی میتوانند همزمان با کمشنوایی وجود داشته باشند. پژوهشها نشان دادهاند که افراد دارای اختلال شنیداری مزمن، نسبت به همسنهای سالم خود، نرخ بالاتری از بیماریهای قلبی، سکته و مرگ زودرس دارند. این دادهها نشان میدهد که اختلال شنیداری نه تنها یک مشکل جزئی حسی است، بلکه شاخصی برای سلامت عمومی بدن محسوب میشود.
مکانیزمهای عصبی نیز اهمیت دارند. کاهش شنوايي باعث تغییر در فعالیت مغز، کاهش ورودی حسی و کاهش تحریک نورونی در بخشهایی از قشر مغز میشود. این تغییرات با افزایش خطر زوال شناختی و دمانس مرتبط است. بیماریهای شناختی و دمانس نیز میتوانند بر مرگ زودرس تاثیرگذار باشند، بنابراین اختلال شنیداری میتواند مسیرهای غیرمستقیمی برای افزایش مرگ ایجاد کند.
تشخیص و مداخله زودهنگام میتواند این ریسکها را کاهش دهد. استفاده از سمعک، تمرینات شنوایی و مراقبتهای پزشکی منظم نه تنها کیفیت زندگی را بهبود میبخشد، بلکه اثرات منفی بر سلامت روان و جسم را کاهش میدهد. پژوهشها نشان دادهاند که افرادی که از کمشنوایی خود آگاه هستند و اقدامات اصلاحی انجام میدهند، نرخ کمتری از انزوا، زوال شناختی و مشکلات قلبی دارند.
به طور خلاصه، ارتباط بین اختلال شنیداری و مرگ پیچیده و چندوجهی است. کمشنوایی نه تنها بر توانایی دریافت صدا تأثیر میگذارد، بلکه با کاهش تعامل اجتماعی، فشار شناختی، اختلال در فعالیت جسمی و همراهی با بیماریهای مزمن، خطرات جدی برای سلامت عمومی ایجاد میکند. این یافتهها نشان میدهند که مراقبت از شنوایی باید بهعنوان یک ضرورت سلامت عمومی در نظر گرفته شود، نه صرفاً یک مشکل جزئی حسی. توجه به این رابطه میتواند راهنمایی برای سیاستهای پیشگیرانه و مراقبتی باشد و از پیامدهای ناخواسته و مرگ زودرس جلوگیری کند.

اختلال شنیداری و مرگ؛ بررسی رابطه سلامت شنوایی و پیامدهای جسمی و روانی